سایکو2000 

سایکو2000

سایکو2000 بزرگترین مرجع فایل های علمی معتبر دانشگاهی شامل مقاله،پرسشنامه،پروتکل درمان،پایان نامه و .....

http://kia-ir.ir

کاربرد بازخورد در مشاوره


کاربرد بازخورد در مشاوره

تعریف:

همیشه این ضرورت وجود دارد که مراجع نسبت به ضرورت تغییر آگاه باشد و یکی از اهداف بنیادی مشاوره «تسهیل سازی جریان تغییر» مراجع است. از این جهت بازخورد یکی از فنون کاربردی مشاوره برای آگاهاندن مراجع از تاثیر رفتارهایش در ارتباطات انسانی است. زیرا بسیاری از اطرافیان مراجع بخاطر محدودیت هایی که در روابط با وی دارند کمتر درباره اثرات برخی رفتارهایش با وی گفتگو می کنند. این محدودیت ها عبارتند از: تعارف کردن های رایج، احترام گذاشتن های بی قید و شرط و عدم داوری درباره رفتار و حتی ترسیدن. برخی از متخصصان مشاوره و روان درمانی، عملکرد این فن را به آینه ای برخورد کردن تشبیه می کنند. البته این تشبیه از سوی برخی دیگر در ارتباط با انعکاس احساس و مواجهه هم بکار رفته است که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد. بازخورد از جمله فنونی است که دو هدف عمده دارد: نخست، اثرگذاری بر نگرش مراجع و هدایت او برای اصلاح رفتارش و دیگری تقویت رفتار کنونی و ترغیب او برای ادامه دادن به آن.

ساختار درست و نادرست بازخورد:

هر فنی در مشاوره ساختاری دارد که در خدمت هدف مشاوره ای مشخصی است. بنابراین مشاور بایستی برای نیل به آن هدف و بالابردن اثربخشی یک فن مشخص، ساختارش را رعایت کند. در ارتباط با ساختار درست بازخورد باید گفت که بهتر است مشاور از ضمیر من در شروع جمله استفاده کند و در ادامه به رفتار عینی مراجع اشاره نماید. به ساختار درست این فن، «بازخورد مشاهده ای» می گویند. برای آگاهی بیشتر به نمونه های زیر دقت کنید:

1. بازخورد برای رفتار مطلوب: «من احساس خوشحالی می کنم وقتی که شما تکالیف جلسات را جدی می گیرید». یا: «خوشحالم از اینکه به موقع در جلسات مشاوره حضور پیدا می کنید».

2. بازخورد برای رفتار نامطلوب: «من احساس ناراحتی می کنم موقعی که شما به وقت مشاوره توجه نمی کنید». یا: «ناراحتم بابت اینکه موقع صحبت کردن به حرفای من گوش نمی دید و با قلم و کاغذ بازی می کنید».

با این حال برخی از مشاوران بجای بیان عینی احساس و در میان گذاردن مشاهده خود از رفتارهای مراجع، از آن تفسیر می کنند که در این موقعیت ساختار بازخورد تغییر می کند و به شیوه ای نادرست بکار می رود. اینجاست که کارکرد بازخورد از بین می رود و بجای آگاهی افزایی و تسهیل جریان تغییر، مشاور به فکر خوانی، تفسیر اشتباه و حتی توهین مراجع می پردازد. از این جهت به این شیوه «بازخورد تفسیری» می گویند. علت اصلی بازخورد تفسیری، تداخل نیاز از یک سو و کم تجربگی مشاور از سوی دیگر است. زیرا او بجای تمرکز بر ابراز احساس خود از یک رفتار مشخص مراجع، به تجزیه و تحلیل قصد و نیّتش از انجام رفتاری می پردازد که تقریبا همیشه اشتباه است. به نمونه های زیر دقت کنید:

1. بازخورد نادرست برای رفتار مطلوب: «شما می خواید منو خوشحال کنید. چون تمام مواردی که گفتم رو دقیق و درست اجرا کردید...».

2. بازخورد نادرست برای رفتار نامطلوب: «شما قصد ناراحت کردن منو دارید وقتی بدون دلیل موجه، تکالیف رو انجام نمی دید».

اصول بازخورد:

برای اثربخش بودن هر فن در مشاوره لازم است که به اصول آن توجه شود. زیرا زمانی یک فن به هدف مورد انتظار می انجامد که اصول زیربنایی آن رعایت شود. در ادامه به اصول بازخورد اشاره می شود که دسته بندی جدیدی است و برگرفته از منابع مختلف است:

1. توصیفی بودن: اولین اصل بازخورد به توصیف احساسات مشاور از رفتار عینی مراجع دلالت دارد. همانطور که می دانید بازخورد یعنی آگاه سازی مراجع از پیامد رفتارش. برای این منظور لازم است که مشاور تنها احساس یا به بیان بهتر ادراک خود را از رفتار کنونی مراجع بیان کند. در بازخورد قصد تجزیه و تحلیل انگیزه مراجع از انجام رفتار وجود ندارد و این مرزبندی در اهداف بایستی رعایت گردد. زیرا آگاه شدن مشاور از انگیزه رفتار مراجع در قالب روشن سازی و آگاه کردن مراجع از انگیزه رفتارش از طریق مواجهه، قابل دستیابی است.

2. به موقع بودن: در ارتباط با این اصل دو نکته وجود دارد: نکته اول اینکه بین بروز یک رفتار مشخص از سوی مراجع و ارائه بازخورد از سوی مشاور نباید فاصله چندانی ایجاد شود. زیرا مراجع نیاز دارد که در معرض آگاهی اینجا و اکنونی قرار گیرد و پیامد یک رفتار عینی برایش ملموس باشد. نکته دوم اینکه به آمادگی مراجع در دریافت بازخورد توجه شود. بنابراین زمانی که مراجع برانگیخته است و درجات بالایی از اضطراب یا عصبانیت را تجربه می کند، بازخورد دادن کاربردی ندارد.

3. عینی بودن: مشاور وظیفه دارد در کاربرد این فن بطور روشن و دقیق به رفتار عینی مراجع اشاره کند و از هرگونه کلی گویی بپرهیزد. زیرا مراجع نیاز دارد بداند کدام رفتارش در نظر مشاور مهم جلوه کرده است که برای تغییر آن برنامه داشته باشد. کلی گویی و به نوعی رودربایستی با مراجع، ممکن است وی را نگران، عصبانی و در نتیجه بی اعتماد سازد.

4. توجه کردن به نیازهای متقابل: یکی از سخت ترین اصول بازخورد این است که مشاور در زمان اجراء هم به نیازهای خود و هم به نیازهای مراجع پاسخ دهد. بدیهی است که مراجع نیاز به آگاهی، رشد و در عین حال احترام و پذیرش دارد و از طرفی واضح است که مشاور نیاز به کارآمدی و موثر بودن دارد. از این جهت مشاور باید به سازمان نیازهای فردی تمرکز کند. یعنی اینکه بازخورد را به شیوه درست بکار گیرد و در دام «تداخل نیاز» نیفتد. به این معنا که به عنوان نمونه برای جبران احترام دریافت نشده از خانواده خودش، رفتار مراجع منضبط، اخلاق مند و منظم را شخصی توجیه نکند و از واقعیت دور نشود (چیزی که در نمونه بازخورد نادرست ارائه شد و تنها تفسیری اشتباه از انگیزه رفتار مراجع بود). از طرف دیگر بازخورد، ابزاری برای تخلیه هیجانی مشاور، تنبیه مراجع و یا سرکوب کردن او نیست. مشاور باید هنگام استفاده از این فن و سایر فنون مشاوره دائما از خود بپرسد: «آیا من با این فن بدنبال رشد مراجع هستم؟» و «آیا کاربرد این فن در جهت خیر و صلاح مراجع است یا صرفا نیازهای شخصی من؟».

5. از جنبه های مثبت شروع کردن: همانطور که پیشتر اشاره شد در ارتباط با افزایش اثربخشی بازخورد بایستی میزان آمادگی مراجع را در نظر داشت. زیرا این فن همانند مواجهه تا حدی برای مراجع تنش زا است و از این جهت باید به وضعیت روانی وی توجه کرد. از طرفی ممکن است که مشاور بخواهد در برخی موقعیت ها، هم به رفتار مطلوب مراجع اشاره کند و هم به رفتار نامطلوب. نمونه زیر جهت آگاهی بیشتر ارائه می شود:

کاربرد درست: مشاور (همراه با تبسم): «بسیار خوشحالم که به موقع تو جلسات حاضر میشید و پیگیر هستید. خیلی خوبه که اینقدر مشتاقید. حالا مهم اینه که بهتره برای زودتر نتیجه گرفتن با دقت بیشتری تکالیف گفته شده رو انجام بدید...». مشاور در اینجا بازخورد را با یک پیشنهاد صمیمانه همراه می کند که احتمال پذیرش آن برای مراجع بیشتر است.

کاربرد نادرست: مشاور (همراه با تبسم): «بسیار خوشحالم که به موقع تو جلسات حاضر میشید و پیگیر هستید. خیلی خوبه که اینقدر مشتاقید. اما... (همراه با مکث) مهم اینه که بهتره برای زودتر نتیجه گرفتن با دقت بیشتری تکالیف گفته شده رو انجام بدید...». در این موقعیت ممکن است مراجع اینگونه احساس کند که بازخورد ابتدایی درباره حضور به موقع در جلسات و مشتاق بودن واقعی نیست و مشاور قصد داشت در ادامه حرف اصلی خود را بزند. بنابراین مشاوران بایستی دقت کنند که ترکیب جملات آنان در گفتو با مراجعان چگونه است.

6. برای تغییر فرصت دادن: از آنجا که کاربرد فنونی چون مواجهه، بازخورد، شخصی سازی، تاکید، تعبیر و تفسیر، قاب گیری و حتی طرح سئوال ممکن است با مقاومت مراجعان همراه باشد و اطلاعات ارائه شده در این فنون با پذیرش همراه نباشد، مشاوران همواره بایستی نسبت به تغییر تدریجی آنان آگاه باشند. بطور مشخص در اثربخشی بازخورد، متغیرهای متعددی وجود دارد که عبارتنداز: آمادگی عاطفی (میزان پایه ریزی ارتباط حسنه و اعتماد در مشاوره)، میزان همخوانی بازخورد با تصویری که مراجع از رفتار خود دارد (آمادگی شناختی) و فرهنگ ویژه مراجع مبنی بر پذیرش یا عدم پذیرش بازخوردهای دیگران (زمینه فرهنگی). متخصصان حرفه های یاورانه در همه این موارد بایستی صبور باشند زیرا از یک سو مراجعان به اندازه متخصصان از سودمندی تداوم جریان مشاوره و کاربرد فنون موثری چون بازخورد آگاه نیستند و از سوی دیگر معمولا در شرایط بحرانی برای مشاوره اقدام می کنند.

دو نکته مهم:

1. جلوه هایی از بی واسطگی: ممکن است تعدادی از خوانندگان در ارتباط با مفهوم بی واسطگی و کاربرد برخی فنون دچار ابهام شوند. برای توضیح بیشتر در این مقوله لازم است بگویم که بی واسطگی از مولفه های جدانشدنی ارتباط مشاوره ای است. بی واسطگی یعنی اینکه مشاور و مراجع در یک ارتباط واقعی و در عین حال جدّی وارد می شوند و به خاطر اهمیت تغییر مراجع لازم است که مشاور در برخورد با وی از صراحت کافی برخوردار باشد. به بیان دیگر رابطه مشاور و مراجع رابطه ای است که در آن هیچگونه تعارف و رودربایستی وجود ندارد. در عین حال که مشاور مراقب است کاربرد هیچ فنّی اعم از ایجاد ارتباط حسنه، گوش دادن فعال، انعکاس و.... موجب خسارت برای مراجع نباشد. بنابراین تمام مهارتهایی که مشاور در قالب بازخورد، مواجهه، شخصی سازی، تاکید، طرح سئوالات باز و بسته و... اجرا می کند همگی جلوه هایی از بی واسطگی به معنای صراحت و فوریت در مشاوره است.

2. احتیاط در کاربرد: کاربرد بازخورد همانند سایر فنون مشاوره به شرایط معینی بستگی دارد. این شرایط در اصل شماره 6 بیان شده است. بنابراین غیرمنطقی است که فکر کنیم در هر جلسه از مشاوره بایستی تعداد زیادی از فنون را بطور آزمون و خطا بکار ببریم. رعایت «اصل شرایط یا موقعیت» در مشاوره ضروری است و این بدین معناست که هر فن نیازمند موقعیتی است که مشاور باید آنرا بشناسد و بکار بندد.

انتشار : ۱۸ فروردین ۱۴۰۱

هدف این سایت ارایه فایل و مطالب علمی با رفرنس معتبر به منظور بهره برداری کاربران در تحقیق های علمی می باشد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما